معلم ایرانی
درباره وبلاگ


اینجانب محسن شریفی 33 ساله؛کارشناس ارشد آموزش و پرورش ابتدایی می باشم که به مدت 4 سال است.در مناطق روستایی محروم شهرستان سردشت در استان آذربایجان غربی مشغول به خدمت می باشم . و از طریق این نوشته ها سعی دارم تجربیات و درد دل های حرفه ای ام را با همکارانم در سراسر ایران در میان بگذارم.

مدیر وبلاگ : محسن شریفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما چرا حقوق معلمان در مقایسه با کارمندان سایر ادارات (مثلا ثبت و اسناد یا گمرک) خیلی پایین است؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دست اندرکاران نظام های آموزش و پرورش بر این نکته تأکید دارند که در پرتو به کارگیری منابع و ابزارهای اطلاعاتی روز آمد در آموزش و پرورش باید در صدد ایجاد قابلیت ها و شایستگی های متناسب با نوآوری ها در معلمان بود. در آرمان هایی که توسط صاحب نظران برای نظام های تعلیم و تربیت مطرح می شود، بر معلم به عنوان نقطه اتکای هر تغییر و تحولی نگریسته می شود(مهر محمدی،1379)

همایش بین المللی« مشارکت در رشد معلم برای آسیایی نوین،1995» که با شرکت نمایندگان 28 کشور در تایلند برگزار شد،بر این نکته تأکید داشت که نقش ها و نیاز های معلمان عصر حاضر و آینده در حال تغییر است. بنابراین محتوای برنامه های درسی تربیت معلم و روشهای عرضۀ آنها نیز باید تغییر یابد و برای رشد معلم و ارتقای پایگاه او تدابیر جدیدی اندیشیده شود. روپرت مکلین[1](1995) بر این باور است که اگر چه بسیاری از متغیرها مانند کلاس های مناسب و مواد یاددهی و یادگیری به تعلیم و تربیت کمک می کند، اما مهمترین عامل،کیفیت تعاملی است که میان معلم و دانش آموزان صورت می گیرد. بنابراین باید تواناترین افراد را برای حرفۀ معلمی استخدام و با کیفیت ترین برنامه های آموزش ضمن خدمت را برای آنها فراهم کرد. افزون براین باید اطمینان یافت که آنها در طول خدمت، امکانات لازم و کافی برای افزایش دانش و مهارت خود دارند(مکلین،1995، ترجمه دهقان،1376)

تعامل معلم و شاگرد که براساس نظر ملکین مهمترین عنصر فرایند یاددهی- یادگیری است، در صورتی به گونه ای منطقی و اصولی برقرار می شود که، معلم از شایستگی ها، توانایی ها، بینش ها و مهارت های خاصی برخوردار باشد. بدون داشتن مهارت های لازم حرفه ای، تعامل مطلوب در فرایند یاددهی- یادگیری برقرار نمی شود. بنابراین آنچه که در فرآیند آموزش و پرورش نقش اساسی دارد، اعتلا و پیشبرد مهارت های حرفه ای معلمان است.

این مسأله در سطح جهانی پذیرفته شده است که آموزگاران خوب، آموزش دیده و با انگیزه از مهم ترین اجزای آموزش و پرورش کیفی هستند. از این رو کیفیت تدریس به عنوان یک تخصص باید به صورت دایم بهبود یابد. بازاندیشی اساسی درباره ساختارهای سنتی و تدریس کلاسی مورد نیاز است؛ به گونه ای که هم برای معلمان و هم دانش آموزان شرایط یادگیری متنوع تر و جالب تری را فراهم نماید(دلور به نقل از افتخارزاده،1380)

فناوری های جدید، به ویژه فناوری مربوط به عصر اطلاعات و ارتباطات، زمینه تحولات سریعی را در جهان فراهم آورده است. چالش های بر آمده از این تحولات، زمینه نگاهی نو را به آموزش و پرورش فراهم ساخته است. آموزش و پرورش به منزلۀ پرورش دهنده نیروی انسانی مورد نیاز در فرآیند تعامل فناورانه عصر جدید، نقش خود را در جهان همچنان حفظ کرده است. تجربه کشورهایی چون آمریکا(1957)،ژاپن(1948) و کره جنوبی در سال های اخیر نشان می دهد که تغییر و بازنگری در ساختار آموزش و پرورش، در رشد توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ملتها تأثیر مهمی داشته است. در عصر حاضر تأکید آموزش و پرورش بر انتقال دانش نیست. در عصر فناوری آموزش و پرورش به جای پرداختن به مواد درسی، به کل انسان می پردازد و به تمام ابعاد زندگی او توجه دارد. در این عصر معلم در مقام یاور در بالندگی انسان ایفای نقش می کند. دانش آموز پرسشگر و فعال است نه شنونده ای منفعل و پذیرا(حقیقت دوست به نقل از دانش پژوه،1381).

از این رو،تدریس در آموزش و پرورش امروز فقط«تدریس و یاددادن» نیست، بلکه«برانگیختن و راهنمایی یادگیری و یادگیرندگان»است. معلم موفق معلمی نیست که تدریس می کند یا آموزش می دهد، معلم موفق کسی است که فرصت های مختلف یادگیری را فراهم می سازد(شعاری نژاد،1381).

یکی از صاحب نظران آموزشی دکتر اوردنز(1998) در نشریه یونسکو چنین اظهار داشته است[2]:              

 

امروز، فراگیرنده در یک وادی برهوتی نیست که به دنبال برکه ای از دانش بگردد.او در اقیانوسی از اطلاعات غوطه ور است.معلم باید معنا و مفهوم شغل خود را در درون خود تغییر دهد. معلم دیگر منبع اطلاعات و برکه آبی در بیابان محسوب نمی شود، بلکه او نیز مسافری در همان قایق دانش آموزان است که باید به آنها کمک کند تا اطلاعات را درجه بندی کنند و از آنها معنا بسازند.(به نقل از دانشفر،1382،ص7)

تدریس کار آمد فعالیتی پیچیده است که به دانش تخصصی در زمینه موضوع درسی، چگونگی یادگیری دانش آموزان، راه های شناخت آنان و نیز آشنایی با روشهای تدریس موضوع درسی و مهارت در کار برد این شیوه ها نیاز دارد(کیامنش 1377 ت). درباره کارایی تدریس مطالعات تطبیقی اندکی در کشورهای در حال توسعه انجام شده است. از این پژوهشها چنین استنباط می شود که روشهای موفق عملی تدریس، روشهایی هستند که دارای این ویژگیها باشند الف) آموزش را همراه با مشارکت فعال دانش آموزان ارائه می دهند.

ب) برای دانش آموزان فرصت تمرین آموخته ها و به کارگیری تجربه های شخصی را فراهم می کنند.

پ) در این روشها عملکرد دانش آموزان مرتب ارزیابی می شود.

ت) بازخوردهای مرحله ای، عملکرد دانش آموزان را به طریق مناسب اصلاح می کنند. (لاکهیدورسپور، ترجمه سجادیه و علی زاده، 1371)

در جهان امروز با تغییرات سریع در دانش و تکنولوژی آموزش به راههای متفاوتی از روزگاران گذشته در آمده است و معلمان به جای ارائه دانش قبلاً بسته بندی شده به دانش آموزان سعی دارند به دانش آموزان کمک کنند تا تواناییهای خود را جهت همراهی با تغییرات سریع دوران زندگیشان بالا ببرند. نقش معلمان در این بین دستخوش چند تغییر شده است از آن جمله

1-   معلمان دیگر نباید خودشان را بعنوان مرکز همه فعالیتهای کلاس ببینند یا بعنوان منبع اصلی دانش

2-  معلمان نباید عامل انتقال دانش به دانش آموزان باشند بلکه بجای آن، آنها باید قدرت تحقیق و جستجوگری را تقویت کنند و دانش آموزان را به مشارکت در فعالیتهای کلاس تشویق کنند.

معلمان باید در دوره های ضمن خدمت و روشهای تدریس شرکت کنند و در تدریس خود از روشهایی بهره بگیرند که تفاوتهای فردی دانش آموزان را لحاظ کند (بیلگین،

 

 

علت شكست اكثر معلمان در برابر نوآوریهای آموزشی، باورهایی است كه در طول سالهای متمادی در آنها تثبیت شده است. و این باورها باعث می‌شود تا آنها دانش‌آموزان را مقابل واقعیت‌های علمی قرار دهند، بجای اینكه بكوشند راه یادگیری مستقل را به آنها بیاموزند. (شعبانی، 1380، ص 75). در این ارتباط ابراهیمی قوام (1381) در مقاله‌ای با عنوان « رویكرد سازنده‌گرا: چالشی برای تغییر و تحول در برنامه‌های تربیت معلم چنین می نویسد: بسیاری از معلمان در تربیت معلم آموخته‌آند یادگیری یعنی دانستن پاسخ صحیح آنها برای كنترل انگیزش دانش‌آموران از تقویت‌كننده‌های بیرونی بهره می‌جویند و در كلاس آنها تأكیدی بر حل مسأله، تفكر و تحلیل انتقادی وجود ندارد. چون اكثر آنها راهبردهای تدریس مطابق با نظریه سازنده‌گرا را تجربه نكرده‌اند. امروز در ابتدای قرن 21 سرعت تغییرات و رشد سریع دانش و تحولات اجتماعی روز افزون نیاز به تعریفی دوباره از نقش معلمان به عنوان منبع اصلی دانش را ایجاب كرده است. در نقش جدید، معلم كسی است كه به شرایط یادیگری مادام العمر آشناست و هدف او كمك به فراگیران در یافتن توانایی تحقیق مستقل است و اكنون معلم موفق كسی است كه توانایی فراهم كردن فرصتهای یادگیری را داشته باشد. " از نظر گروهی از متخصصان تعلیم و تربیت شناخت و تسلط معلم بر روش‌های تدریس مهمتر از دانش و اطلاعات علمی معلم است. بنابراین معلم وظیفه دارد با شناخت دانش‌آموزان و آگاهی از چگونگی كاربرد شیوه‌های مختلف تدریس، مدل مناسبی برای تدریس انتخاب كنند.

كرانباخ[3] اعتقاد دارد موفقیت در ارائه مطالب در كلاس تابع بینش معلم از ویژگیهای دانش‌آموزان و شناخت صحیح روشهای تدریس و كاربرد مناسب آنها در موقعیتهای مختلف می‌باشد (كرانباخ، ترجمه رضوی، به نقل از رحال زاده، ص 146)

" بررسی، پژوهشهای انجام گرفته نشان می‌دهد كه جهت یك آموزش مؤثر و كارآمد معلمان باید دارای ویژگیهای زیر باشند:

1.    یك معلم كارآمد به محتوای دانش تربیتی نیاز دارد تا برای حیطه یا موضوعی از روشهای آموزشی مؤثرتر استفاده كند.

2.    یك معلم كارآمد باید ساختار حیطه تخصصی خود را بشناسد سپس با توجه به آن به ارائه‌ راهكارهایی چون سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بپردازد.

3.    دانش تخصصی یك معلم با دانش تربیتی در تعامل است و یك معلم خوب علاوه بر داشتن دانش بالا در یك حیطه خاص باید از دانش تربیتی بالایی نیز برخوردار باشد .(نشریه یونسكو، 2002)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 تیر 1393
محسن شریفی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات